تبليغاتX
و آغوشت اندک جایست برای زیستن... - می نویسم از...
دختــــــــــــر ماه و پســــــــر خاک
 

 

 

 

می‌نويسم٬ همه اين بی‌نوشتن‌ها را. می‌نويسم همه دردها را. می‌نويسم برای تو٬ می‌نويسم. تمام آن لحظاتی را كه بی تو سر كردم. بی تو می‌رفتم٬ تنها و برای تو٬ می‌نويسم. همانطور كه بخواهی٬ همانطور كه تو بخوانی٬ چون تو خود خواستی كه حرف‌هايم را با تو قسمت كنم. می‌نويسم از همه روزهای دلتنگی٬ از همه روزهای بی‌كسی٬ از همه روزهایی كه حتی سلامی نبود٬ حتی احوال‌پرسی مختصری٬ كه من به همه اينها راضی بودم.

می‌نويسم برايت٬ چه باشی٬ چه نباشی٬ چه بخوانی٬ چه نخوانی٬ من فقط می‌نويسم. تمام سفيدها را برايت سياه می‌كنم. تمام نقطه‌ها را به سر خط می‌برم و برايت می‌نويسم. می‌نويسم فقط برای تو٬ می‌نويسم.

من شب‌هنگام زير پتوی چارخانه صورتی‌ام می‌خزم٬ چشم‌ها را می‌بندم تا تو را پيدا کنم. تو همين حوالی هستی٬ چه فکرت ته خط باشد٬ چه يک نقطه. تو مهمان رويای شبانه منی٬ برای نقطه پايان تنهايی تو تنها اسمی بودی كه صدا كردم.

 

                  

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 13 مرداد1386ساعت 10:12 قبل از ظهر  توسط دختــــــــــر ماه | 
 
آغاز ارتباط با ماه
ارتباط با دختر ماه
آرشیو ارتباط با ماه
درباره دختــــــــر ماه و پســـــــر خاک
تنها می توانیم بگوییم: عاشق هستیم...عاشق هر آنچه در آن احساسی نهفته است...حرف های نگفته ی زیادی داریم ...خیلی زیاد...
" ماه اگر می دانست بیش و کم با تو شباهت دارد و چو بار می تابد خاطرات تو به من می تابد بی گمان؛ هر شب بستر تاریک مرا نور باران می کرد..."

آنچه بر دوستداران ماه گذشت
فروردین 1387
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
عاشقان ماه
دختــــــــــر ماه
پسر خاک
در نزدیکی ماه
نیمه تاریک ماه!!!
باران پاییزی
دختر نقاش
آفتابگردون
ساده باشیم
باد ما را با خود خواهد برد...
جسد
تابوت
عاشق دلداده( عسل عزیز )
مهرورز غریب
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان