![]() |
![]() |
|
| دختــــــــــــر ماه و پســــــــر خاک |
|
آب هست . خاک هست جوانه خواهیم زد
۱سال پیش اولین نوشته رو دختر ماه نوشت. درست یادمه زمانی که پیشنهاد وب مشترک رو مطرح کردیم. من بلد نبودم, اصلاٌ نمیدونستم باید چکار کنم. اگه نگاهی به آپ های اول من بندازین کاملاٌ متوجه میشید که چه ناشیانه عمل کردم... مثلاٌ 4تا آپ رو همزمان انجام میدادم. که دختر ماه گفت بابا چه خبره, بذار یک مدت بگذره... کلی دعوام کرد(شوخی کردم). در کل خواستم بگم وب دختر ماه 1ساله شد.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 22 تیر1386ساعت 6:35 بعد از ظهر توسط پسر خاک |
|
|
عاشقت باشم میميرم يا عاشقت نباشم؟ نمیدانم کجا میبری مرا همراهت میآيم تا آخر راه و هيچ نمیپرسم از تو٬ هرگز عاشقم باشی میميرم يا عاشقم نباشی؟ اين که عاشقی نيست٬ اين که شاعری نيست واژهها تهی شدهاند به حساب من نگذار و نگذار بی تو تباه شوم! با تو عاشقی کنم يا زندگی؟ در بوی نارنجی پيرهنت تاب میخورم بیتاب میشوم و دنبال دستهات میگردم در جيبهام میترسم گمت کرده باشم در خيابان به پشت سر وا میگردم و از تنهايی خودم وحشت میکنم بی تو زندگی کنم يا بميرم؟ نمیدانم تا کی دوستم داری هر جا که باشد٬ باشد هر جا تمام شد٬ اسمش را میگذارم آخر خط من٬ باشد؟ بی تو زندگی کنم يا بگردم؟ همين که باشی٬ همين که نگاهت کنم مست میشوم٬ خودم را میآويزم به شانهی تو با تو بميرم يا بخندم؟ امشب اسبت را میدزدم رام میشوم آرام٬ مبهوت عاشقی کردنت با تو٬ اول کجاست؟ با تو٬ آخر کجاست؟ از نداشتنت میترسم از دلتنگيت٬ از تباهی خودم همهاش میترسم٬ وقتی نيستی تباه شوم بی تو٬ اول و آخر کجاست؟ واژهها را نفرين میکنم و آه میکشم در آينهی مهآلود پر از تو میشوم٬ بی چتر من٬ بی تو يعنی چی؟ غمگين که باشی فرو میريزم مثل اشک٬ نه مثل ديوار شهر که هر کس چيزی بر آن به يادگار نوشته است تو بيشتر منی٬ يا من تو؟ در آغوشت ورد میخوانم زير لب و خدا را صدا میزنم آنقدر صدا میزنم که بگويی: جانِ دلم! «عباس معروفی»
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 7 تیر1386ساعت 10:20 قبل از ظهر توسط دختــــــــــر ماه |
|
|
آغاز ارتباط با ماه ارتباط با دختر ماه آرشیو ارتباط با ماه |
| درباره دختــــــــر ماه و پســـــــر خاک |
تنها می توانیم بگوییم: عاشق هستیم...عاشق هر آنچه در آن احساسی نهفته است...حرف های نگفته ی زیادی داریم ...خیلی زیاد...
" ماه اگر می دانست بیش و کم با تو شباهت دارد و چو بار می تابد خاطرات تو به من می تابد بی گمان؛ هر شب بستر تاریک مرا نور باران می کرد..." |
| آنچه بر دوستداران ماه گذشت |
|
آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
| عاشقان ماه |
|
دختــــــــــر ماه پسر خاک |
| در نزدیکی ماه |
|
نیمه تاریک ماه!!! باران پاییزی دختر نقاش آفتابگردون ساده باشیم باد ما را با خود خواهد برد... جسد تابوت عاشق دلداده( عسل عزیز ) مهرورز غریب |
|
RSS
|