![]() |
![]() |
|
| دختــــــــــــر ماه و پســــــــر خاک |
|
ظهرها گل آفتاب گردان
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 15 آبان1385ساعت 10:28 بعد از ظهر توسط پسر خاک |
|
|
خواب يا بيدار گرچه با يادش همه شب تا سحرگاهان نيلی فام، بيدارم گاهگاهی نيز وقتی چشم بر هم میگذارم خوابهای روشنی دارم عين هشياری! آنچنان روشن كه من در خواب دم به دم با خويش میگويم كه: بيداریست، بيداریست، بيداری! اينک اما در سحر گاهی چنين از روشنی سرشار پيش چشم اين همه بيدار آيا خواب میبينم؟ اين منم، همراه او؟ بازو به بازو مست مست از عشق، از اميد؟ روی راهی تار و پودش نور زين سوی دريا رفته تا دروازهی خورشيد؟ ای زمان، ای آسمان، ای كوه، ای دريا! خواب يا بيدار جاودانی باد اين رويای رنگينم!
دستم را بگير و به آتش نگاهی مجابم كن كه شانهات پناهی است... برای لحظه پاک غنودن در آرامش آبی يک آسمان... كه عشقش نام نهادهاند
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 8 آبان1385ساعت 4:46 بعد از ظهر توسط دختــــــــــر ماه |
|
|
آغاز ارتباط با ماه ارتباط با دختر ماه آرشیو ارتباط با ماه |
| درباره دختــــــــر ماه و پســـــــر خاک |
تنها می توانیم بگوییم: عاشق هستیم...عاشق هر آنچه در آن احساسی نهفته است...حرف های نگفته ی زیادی داریم ...خیلی زیاد...
" ماه اگر می دانست بیش و کم با تو شباهت دارد و چو بار می تابد خاطرات تو به من می تابد بی گمان؛ هر شب بستر تاریک مرا نور باران می کرد..." |
| آنچه بر دوستداران ماه گذشت |
|
آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
| عاشقان ماه |
|
دختــــــــــر ماه پسر خاک |
| در نزدیکی ماه |
|
نیمه تاریک ماه!!! باران پاییزی دختر نقاش آفتابگردون ساده باشیم باد ما را با خود خواهد برد... جسد تابوت عاشق دلداده( عسل عزیز ) مهرورز غریب |
|
RSS
|